X
گل دخترم سپیده
23
تاريخ : شنبه 25 آذر 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

سلام به دوستان خوبم امیدوارم حال همگی خوب باشه

سپیده جان دختر گلم مامان یه مدتی تنبل شده بودن و وب دختری رو آپ نمی کردن وهی اونمو می سپردن به بابایی که این کارو کنه بابا هم وب خودشو خوشگل ومشگل می کنه ولی  وبت دختری رو نهههههههه

مامانی وقتی بزرگ شد حال بابایی رو حسابی بگیر

خوب ازاین مدت بگم که دخترم دوسالش شد و یه جشن سه نفری گرفتیم البته دوس داشتیم دوستانی که دراینجا هستیم دور هم جم شیم ولی متاسفانه به دلیل کمبود جا  نشد انشالا سال بعدی دخترم یه جشن خوب برات می گیریم وجیب بابایی رو حسابی خالی می کنیمنیشخند

اون شب هر کاری می کردیم که بشینی که حداقل چندتا عکس ازت بگیریم نمی شد همش دنبال بادکنک هابودی به چندتا هم راضی نمی شدی می گفتی اونارو هم که آویزونه بهم بدین

تواین مدت یه بار با دوستان رفتیم سواحل مدیترانه وسپیده حسابی آب تنی کرد اولش که می ترسید ولی بعدش یه زور میخاستیم بیاریمش بیرون حسابی برنزه شده بود که تا چند روز رنگش عوض شده بود تابستون بود هوا گرم گرم اون روز با کمع دوستان خیلی خوش گذشت و سپیده و با جمع شدن بچه ها دور هک کلی ذوق میکنه

 




بازدید : 883 مرتبه | موضوع :
22
تاريخ : سه شنبه 28 شهريور 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

تولـــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــارک

 

خدواند دوسال قبل درست درهمین لحظات یه هدیه بزرگ و زیبا به ما داد اون هم دختر خوشگلمون بود

 

تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من

با آرزوی بهترین و برترین ها برای فرشته زندگیم . . .

دخترم عزیز دل بابا و مامان تولدت مبارک

 

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
مـی‌سـپـارم بـه تـو از چـشـم حـسود چمنش
گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
دور بــاد آفــت دور فــلـک از جـان و تـنـش

 

امروز روز تولد حضرت معصومه (س) و روز دختر هم هست این روز رو به همه شما تبریک میگم

بانو!روز میلاد تو،کبوترانه مهمان حرمت می شوم،
دانه های عشق از صحن و سرایت برمی چینم و دور تا دور گنبد طلایی ات می گردم و اینگونه جشن می گیرم.

 




بازدید : 1607 مرتبه | موضوع :
20
تاريخ : شنبه 31 تير 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

 مدتی می شه که برای سپیده دوچرخه خریدیم همون روز که تو مغازه بودیم تا اونو دید گفت بشینیم منظورش سوار شدن بود خیلی برامون جالب بود که می فهمید برای چی هست آخه اولین باری  که دوچرخه دید و سوار شد حدود 6 ماه پیش خونه یکی از دوستان  بود فکر نمی کردیم که هنوز یادش مونده باشه بالاخره همون روز تا خونه رسیدیم تو ماشین همش نگاش به دوجرخش بود و همش می خواست بره صندلی عقب  می گفت بشینیم بشینیم تا رسیدیم خونه سوار شد چه ذوقی کرد

خیلی وقتا که میریم پارک ازمون میخاد که دوچرخش هم با خودمون ببریم اونجا فضای بازتری هست . البته اونجا که میریم اصلا راضی نیست بچه ها به دوجرخش دست بزنند تا کسی میاد اخم می کنه نمی دونم شاید اینجوری بد هم باشه سپیده ست دیگه........

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب...

بازدید : 1213 مرتبه | موضوع :
21
تاريخ : شنبه 31 تير 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

 

بـر هــرنفست اشاره دارد رمضان          بر عشق و عطش نظاره دارد رمضان

در ظلمت بیکرانه ی شبهامان          دریا دریا ستاره دارد رمضان . . .

ماه ضیافت و رحمت الهی بر همه شما عزیزان مبارک 

سپیده جان دختر گلم این دومین ماه رمضانی هست که با بابا و مامان سر سفره افطار می شینی 




بازدید : 1055 مرتبه | موضوع :
19
تاريخ : يکشنبه 11 تير 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

خدا نکنه سپیده خودکار ببینه چنان به حساب دیوارای بی زبون میرسه و نوازش جانانه ای می کندشون

هر وقت می بینیم صداش نمیاد می دونیم یه گوشه ای رفته و داره یه خراب کاری می کنه میام بببببببببببله داره روی در و دیوار طراحی می کنهنیشخندنمی دونم چرا بچه ها به یه سنی که رسیدن دوست دارن در و دیوار و خط خطی کنن

سپیده علاوه بر در و دیوار صورت و دست و پاهاشو ماژیکی می کنه بخاطر همین باید همه روزه حموم بره

 بابا سعیدش یه کاغذ بزرگ به دیوار چسپوند که خط خطی هاشو روی اون انجام بده نیشخندبعضی وقتا هم میایم ای واااااااااااااااای خطی خطی هاش از کاغذ رد شده وباز هم دیوار......

همش میگه بیاین خلولو (زی زی گو لو)  بکشین یا میگه مامان ینگ ینگ (رنگ) یه مدتی طوری شده بود موقع خواب هم باید مداد رنگی هاش و اودکارش (خودکار) تو دستاش باشن یا اینکه دراز کشیده من دفتر بگیرم اون به قول خودش اقاشی کنه و بعد هم ینگش (رنگش) کنه صبح که بیدار می شد میزد زیر گریه می فهمید که رنگاش نیست و هی بده بده و زود می اوردیم و دوباره رنگ به دست خوابش می برد




بازدید : 958 مرتبه | موضوع :
18
تاريخ : جمعه 26 خرداد 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

چند شب پیش هندونه خریدیم سپیده وقتی اون دست بابایی دید گفت بابا بده بده توپ بچم فکر می کرد توپه آخه یه توپ شبیه هندونه داره تو اسانسور همش می خواست بلندش کنه

اون شب  حسابی خرید کرده بودیم  من و باباسعیدش دستامون پر بود سپیده خانم هم همکاری کرد و یه چیزی برداشت تا یه کم وسایلا کم بشه حالا بگین چی برداشت چیزی که مال خودش بود بسته پوشکی بود که براش گرفته بودیمنیشخند

داره روی هندونه طراحی می کنه تلافیه شب یلدا که هندونه گیرمون نیومدنیشخند

نوش جانت عزیزم




بازدید : 881 مرتبه | موضوع :
17
تاريخ : پنجشنبه 18 خرداد 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

جدیدا یگی از سر گرمی های سپیده خانم دیدن برنامه ی  زیبای زی زی گولو شده (به قول خودش خلو لو ) راستش منم می شینم باهاش نگاه می کنم و یاد دوران کودکی خودم می افتملبخنددلم یرای اون دوران تنگ شده چه عالمی داشتیم

 

بابای سپیده اونو از اینترنت دانلود کردن و سپیده وقتی برای اولین بار اونو دید علاقه ی زیادی از خودش نشون داد طوری که حالا شده برنامه مورد علاقش تا می بینه لب تاب روشنه میاد سراغمون و میگه خلو لو  تا تا یعنی تا به تا میخاد که براش بذاریم خیلی از قسمتاشو  دانلود کردیم تا که دیگه راحت به وسیله فلش از طریق تی وی ببینه و از  بس  نگاه کرده خیلی از حرکات و حرفاشون حفظش شده حتی دیگه اسم امیر آقای جمالی هم بلده تا اونو می بینه زود میگه مامان امیر

حتی عروسکشو هم خلو لو صدا میزنه الان هم که سه  هفته ای میشه از شیر مادری گرفته شده برای خوابش اونو میذاریم بعضی موقع ها که خیلی خسته باشه زود خوابش میبره ولی بعضی وقتا تا ساعت 3 شب طول می کشه بخوابه

 

 




بازدید : 1181 مرتبه | موضوع :
16
تاريخ : دوشنبه 15 خرداد 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

 

 

همسر بی همتای من ، با یک دنیا عشق روز مرد را به تومهربانترین و تنها تکیه گاهم

تبریک میگویم و آزروی بهترین ها را برایت دارم

 

به یاد تمام پدر هایی که امروز در بین ما نیستند اما خاطره ی روز های حضورشان هرگز فراموش نخواهد شد و امروز خوب است که به یاد آن ها هم باشیم                                                                                  

                                                                              

پدرم ، خوب می دانی که همیشه تکیه گاهم بودی و در سایه ات با افتخار به آسمان نگاه می کردم . و طنین صدای دلنشینت تا ابد در گوشم زنگ می زند.

 

 

 




بازدید : 899 مرتبه | موضوع :
14
تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

چند شب پیش  به مناسبت میلاد حضرت فاطمه (س) و روز زن و مادر در رزدانس(اقامتگاه) جشن خوبی گرفتن برای ما که دور از خونواده ایم این جشن ها خیلی خوبه چون دور هم جمع می شیم و یه صفایی داره مخصوصا بچه ها  اگه بدونن چنین برنامه ای هست از چند روز قبل برنامه ریزی می کنن

 دخملی ما هم وقتی بچه ها رو می بینه سر از پا نمی شناسه چنان ذوقی می کنه دنبال اونا بدو بدو می کنه اسم چنتا شون هم یاد گرفته و صداشون می کنه هر کاری کردیم که ازش عکس بگیرم نشد یعنی یه جا بند نمی شد حسابی بازی کرد طوری که تارسیدیم خونه خوابش برد

 سپیده خانم لباس خوشگلشو پوشیده میخادبره جشن(مامانی کدوم گل سر رو بزنم)

 بابایی زود باش عکس بگیر داره دیرمون میشه

 همسری ، روز مادر زحمت کشیدن و دسته گل زیبایی برای من و یکی برای سپیده اورده بود اما سپیده هردوی اونا رو می خواست(آخه من قبول ندارم دسته گل مامانی ازمال من بزر گتره)

 مامانی زود باش بذار تو گلدون تا پژمرده نشن




بازدید : 982 مرتبه | موضوع :
13
تاريخ : جمعه 22 ارديبهشت 1391 | نویسنده : بابا و مامان سپیده

 

باز از چمن داور، یک غنچه نمایان شد 

از یمن قدوم او عالم همه بستان شد


برخیز نما شادی، ایام سرور آمد

چون باز دری بر خلق از روضه ی رضوان شد

 


سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . . 

 

مادر خوبم نمی دانم چه برات بنویسم فقط اینو بدون که خیلی دلم برات تنگ شده و از راه دور بردستانت بوسه میزنم

ازخداون بزرگ می خوام که یاریم کند تا مادری مهربان برای دخترم سپیده و همسر خوبی برای مرد زندگیم  باشم

 

 




بازدید : 943 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد